نوشته‌های تازه

همیشه برای سالی یک بار برای هر یک از بازرگانان آینده آتی وجود دارد. من تا به حال من و ساخته شده هر اشتباه یک معامله گر می تواند و بیشتر. در اینجا داستان من درباره چگونگی برخورد با شیرهای شیرین چند بار چند بار و حتی مقداری پول پرداخت کردم. امید من این است که مبتدیان این را بخوانند و از بعضی از چیزهای واضح تر جلوگیری کنند. در اینجا به همه معامله گران جدید!

این همه در بهار سال ۱۹۷۹ آغاز شد. من ۲۸ ساله بودم. من در دفتر شرکت الکترونیک خرده فروشی من بودم. من بیش از بعضی از پرونده ها بودم و از یک کارگزار جوان و هیجان زده از کالاهای بوستون، یا یک نام مشابه آن، تماس می گرفتم. او باید لیستی از کسب و کارهای جدید داشته باشد و تماس صاحبان کسب و کارهای کوچک را داشته باشد.

من نمیدانستم، اما در آن زمان شکر در یک بازار بزرگ بازار طغیان در حدود ۱۱ سنت بود و قرار بود در سال بعد به ۴۵ سنت برسد. طلا، نقره و مس نیز باعث افزایش قیمت شد. بونکر هانت در حال چرخش در حال چرخش به سمت ۵۰ دلار در هر اونس بود. طلا برای به دست آوردن ۸۰۰ دلار بود. به هر حال، این بچه از بوستون در آتش بود و به من گفت که من فرصتی برای زندگی در قراردادهای آتی شکر ندارم. او می خواست به من پیام های داغی از اخبار خبری کالا ارسال کند. او به دنبال یک سهام ۱۵،۰۰۰ دلاری بود؛ مقدار زیادی پول در اواخر ۷۰ سالگی. او گفت که من چهار قرارداد آتی شکر را خریدم. در این لحظه چیزی درباره کالاها نمیدانستم، اما به او گفتم که اطلاعات را به هر حال ارسال کنم.

هنگامی که وارد شد، این عادت عجیب و غریب در مورد کمبود، بیماری و دلایل قلیان بود. به هر حال او می دانست که لحظه ای را که من دریافت کردم، فراخوانده ام. او متقاعد شد من می توانم دو برابر یا سه گانه آسان، بنابراین من موافقت کرد که او را ۱۵K دلار ارسال کنید. اکنون این بخش جالب می شود. من یک حساب کاربری نگرفتم یا پولی نگرفتم او گفت که او باید با تلفن همراه خود به من تلفن بزند تا برای روز بعد چهار قرارداد آتی خود را قفل کند. من گیج شدم اما موافقت کردم

چیز بعدی من می دانستم که یک پسر با صدای خشن و با صدای بلند می گوید "TRADING !!!" من گفتم نمی دانستم که آیا باید با او صحبت کنم، زیرا نمی دانستم منظورش چیست. من فکر می کنم آنها در یک بلندگو تلفن داشتند؛ زیرا برخی از بچه ها را در پس زمینه شنیدم. او گفت: "خوب، شما برای آینده اکتبر ۴ اکتبر قرارداد آتی کالاهای قند را قفل می کنید." من گفتم، "خوب، حدس می زنم" و آویزان شد. "به هر حال، به همین دلیل است که کارگزاران تهاجمی بر روی یک عمل صدای خشن و صریح قرار می گیرند، مثل اینکه در تمام طول روز گریه می کردید؟ من همیشه آن را می شنیدم … مضحک

کارگزار کالای کالاها به مناسبت بازگشت به تصمیم من هوشمندانه به من تبریک می گوید، او فرم های حساب کالای را با خدمات شبانه روزی به من ارسال کرد. باید اعتراف کنم که من هیجان زده بودم، در مورد نرخ کمیسیون، احتمال خطر، اندازه موقعیت ها هیچ نظری ندارم … هیچ چیز نیست، اما من می خواستم، من جادوی کامل بودم، هنگامی که فرم های حساب وارد شدم، آنها را تکمیل کردم و آماده شدم که همه چیز را بفرستم.

به صورت تصادفی، من از CPA من از موضوع دیگری صحبت کردم و به او درباره این اقدام جدید توضیح دادم. او بعضی اوقات می دانست که چیزی غیرممکن است و به من گفت که این کار را بکنم. من بچه بچه بوستون را صدا کردم و او را غرق CPA من آن را شست-پایین گفت: من تا به حال سخت از دست دادن بچه از تلفن او به من چرخش aless؛ او گفت من نیاز به یک مرد واقعی هستم و از اینکه از دستش ناراحتم. او همچنین گفت من نیاز به توقف بازی مانند یک زن. برای سه روز آینده، دوستانش به نوبه خود من را در تلاش برای بسته شدن فروش به کار انداختند. در همین حال من شروع به خواندن درباره معاملات آتی کالاها کردم. این اولین حرکتی بود که من انجام دادم!

قسمت دوم چهارم – بعد!

خطرهای قابل توجهی برای آینده و گزینه های معاملاتی از دست رفته وجود دارد و ممکن است برای همه نوع سرمایه گذاران مناسب نباشد. فقط سرمایه ریسکی باید استفاده شود

منبع

مشخصات

مطالب پیشنهادی ما